بعد از اتمام جنگ ۳۹ روزهی آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران و افشای برخی اخبار پشتپرده، مبنی بر برنامهریزی گروههای مسلح کردی برای ایفای نقش پیادهنظام در جنگ، بار دیگر توجه و حساسیت عمومی آذربایجان و ایران به حضور و فعالیت این گروهها در منطقه جلب شده است. این حساسیت زمانی چند برابر شد که در برنامه «عمق میدان» سرویس فارسی صدای آمریکا، با حضور مصطفی هجری، دبیر حزب دموکرات کردستان ایران، جزئیات دیگری از این پلان مطرح و به نوعی تأیید شد که گروههای مسلح کردی اصرار به اشغال اورمیه داشتهاند.
با وجود اینکه احزاب و فعالین آذربایجان، با توجه به شناخت از این گروهها و تجربیات منطقه، احتمال چنین تحرکاتی را پیشبینی کرده و با سازماندهی نیروهای مردمی، خود را برای چنین سناریویی آماده کرده بودند، افشای این پلانها بار دیگر حقانیت این نگرانی و بجا بودن آمادگی دفاعی مردم آذربایجان را نشان داده است. در کنار این، فرصتی فراهم شده تا افکار عمومی ایران نسبت به اقدامات برخی احزاب کردی و خطرات آنها آگاهتر شوند.
اعتبارزدایی از مبارزه مشروع مردم ایران برای تغییر رژیم
تلاش مردم ایران در قالب جنبشها، احزاب و فعالین برای عبور از رژیم اسلامی حاکم، تلاشی برای اعمال اصل بنیادین حق حاکمیت ملی است؛ اصلی که تنها قدرت سیاسی منبعث از ارادهی مردم را مشروع میداند. این اصل به مردم هر کشور حق میدهد تا شیوه حکمرانی و حاکمان خود را با اراده آزادانه انتخاب کنند. حمایت کشورهای دموکراتیک دنیا، شامل افکار عمومی و نهادهای بینالمللی و دولتی از مبارزات مردم ایران، خواست دائمی آحاد مردم ایران بوده و هست. اما تلاش برخی از کشورهای خارجیِ درگیر با رژیم ایران برای به خدمت گرفتن نیروهای سیاسی ایرانی بهعنوان پیمانکار و حقالعملکار در جهت منافع خودشان، ضربهای مستقیم به مبارزات مردمی برای ساختن نظامی بهتر است. ورود احزاب اپوزیسیون به میدان جنگ و حمایت و همکاری آنها در جنگی که در آن کودکان و زیرساختهای کشور مورد حمله قرار میگیرند، بدون شک به بیاعتباری اپوزیسیون در نزد افکار عمومی انجامیده و امید مردم برای گذار دموکراتیک و عادلانه را کاهش میدهد.
تدارک یک جنگ داخلی
در کنار جنبهی ملی ماجرا، طرح مسئله فوق از سوی مجری برنامه میدان و تأیید ضمنی آن با سکوت آقای مصطفی هجری، تأییدی بر تداوم سیاستی است که حزب دموکرات کردستان ایران از سالیان پیش برای برپایی یک جنگ داخلی دنبال کرده است. درحالیکه ایران کشوری است با تقسیمات اداری شامل ۳۱ استان، حزب دموکرات کردستان تحت تأثیر اختلافات و تعاملات درونحزبی خود، ساختاری خیالی با عنوان «کردستان» طراحی کرده است که تعداد استانهای آن پس از آخرین تغییرات (و افزودن استان لرستان!) به پنج رسیده است. در همین چارچوب، آذربایجان غربی با ۲۰ شهرستان، در قالب تصمیمی حزبی تحت یک عنوان جعلی برای ایجاد مصالحه میان دو جریان داخلی، به این مجموعه افزوده شده است تا اتحاد مجدد با جناح انشعابی در سال 2006 را ممکن کند.

با توجه به تجارب تلخ اوایل انقلاب ۵۷ و عوارض طولانیمدت آن، اهالی استان آذربایجان غربی، از جمله ترکها و کردها، بهتر از هر کس دیگری میدانند که ادعای ارضی گروههای مسلح، در وهله اول خیانت به مبارزات ضد تبعیض مردمان ترک و کرد و ریختن آب به آسیاب طرفداران تداوم تبعیض است. تقسیمات کشوری ایران که اکنون شامل ۳۱ استان است، بر پایه مرزهای زبانی یا مذهبی طراحی نشده است. تجربههای پیشین از تغییر مرز استانها و شهرستانها، حتی در نبود اختلافات زبانی یا مذهبی، گواهی بر پیامدهای فاجعهبار چنین اقداماتی است. لذا، هرگونه تلاش برای تغییر مرزهای استانی یا حتی تبلیغ این خواست در شرایط فعلی، اقدامی غیرمسئولانه و فاجعهآفرین است. این قبیل اقدامات در خدمت سناریوی حکومت جمهوری اسلامی برای القای «خطر تجزیه و جنگ داخلی» بهعنوان «شرّی بزرگتر از جمهوری اسلامی» عمل میکند. فعالسازی این پروژهها در هر مقطعی که نشانههایی از ضعف در ارکان جمهوری اسلامی دیده میشود، عملاً به تقویت رژیم کمک میکند؛ چراکه بخش بزرگی از جامعه، مخصوصاً در مناطق آذربایجان و لرستان، بهحق از ناامنی، بینظمی و سوریه شدن ایران واهمه دارند.

تغییر اسامی استانها و انتشار نقشههای جدید از سوی جریانهای مسلح یا حتی غیرمسلح، از جمله اعلام پنج استان با نام «استانهای کردستان» از سوی حزب دموکرات کردستان ایران، اقدامی توسعهطلبانه، تحریکآمیز، فاقد پشتوانه حقوقی و تفرقهافکنانه است. کردستان نامیدن شهرهای آذربایجان غربی بهعنوان اجرای مرحله اول از یک پروژه چهارمرحلهای برای تبدیل این مناطق به «سرزمینهای مورد مناقشه»، اشغال نظامی آنها و آغاز مرحله چهارم برای کسب مشروعیت تملک مناطق اشغالی است. افشای برنامه گروههای مسلح کردی برای اشغال اورمیه در ایام جنگ اخیر، مؤید اصرار این احزاب در اجرای این پروژه است.
بارها گفتهایم و باز تکرار میکنیم: تلاش برای ورود این گروههای مسلح به شهرهای آذربایجان در دوران ضعف حاکمیت، به هر بهانهای، وارد کردن منطقه به جهنمی از جنگ داخلی است که خروج از آن متصور نیست. بدون شک این جنگ تنها به منطقهی آذربایجان و کردستان محدود نخواهد ماند و تمام ایران و شاید برخی کشورهای همسایه را نیز دربر خواهد گرفت. شکی نیست که آذربایجان در صورت وقوع چنین فجایعی، همچون تاریخ باعزت خود و با توجه به شرایط ملی و منطقهای کنونی، از عهدهی دفاع از خود و کاهش هزینههای تحمیلی بر خواهد آمد. اما باز توسعه منطقه و ساکنان آن با هویتهای گوناگون اتنیکی و مذهبی، قربانیان و بازندگان این ماجراجویی خواهند بود.
صلاحیت در تعیین حدود جغرافیایی
ما معتقدیم که هیچ حزب، گروه سیاسی یا سازمان مدنی حق تغییر نام، حدود، ساختار جغرافیایی یا داخلی مرزهای کشور، نام استانها و تقسیمات کشوری در اسناد رسمی، برنامهها یا مواضع خود ندارد. هرگونه تغییر در تقسیمات کشوری، نام استانها، مرزهای داخلی یا ساختار جغرافیایی ـ سیاسی کشور، صرفاً در صلاحیت نهادهای مشروع در ایران دموکراتیک آینده و از طریق راهکارهای عادلانه خواهد بود.
هدف ما برپایی نظامی دموکراتیک و فدرال در ایران از طریق گذاری خشونتپرهیز و عادلانه است. لازمه این امر، امید و همراهی مردم با جنبشها و احزاب اپوزیسیون است که به نوبهی خود در گرو تضمین امنیت و جلوگیری از جنگ داخلی و هرجومرج در دوران گذار است. مسلماً ادعاهای ارضی و برنامههای متوهمانه اشغال برخلاف این اصل بوده و به هیچ وجه قابل قبول نیست. اما بهعنوان بخشی از اپوزیسیون جمهوریخواه ایران، امیدواریم همه جریانهای سیاسی کردستان ایران، با رعایت این اصول، به نزدیکی و اتحاد بیش از پیش نیروهای دموکراتیک، مخصوصاً جنبشها و نیروهای حول مسئله ملی کمک کنند. مردم ایران در طول یک قرن، از انواع ستم و بیعدالتی رنج بردهاند. طراحی هر سناریویی که بذر خشونت بیپایان را در خود داشته باشد، جفایی نابخشودنی در حق مردمی است که زخمهای صد سال استبداد دو نظام سنتی شاهی و دینی را بر تن خود حمل میکنند.
ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان:
تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان
حزب دموکرات آذربایجان
حزب دموکراسی و توسعه آذربایجان
جولای ۲۰۲۶- تیر ۱۴۰۵


