امروز شرایط داخلی، منطقهای و جهانی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر برای حرکت جامعه ایران در مسیر دموکراسی، حاکمیت قانون و تأمین رفاه و امنیت شهروندان آماده است. تجربه تلخ یک قرن گذشته نشان داده است که مردم ایران نه در بازگشت به گذشتههای دور راهحلی برای مشکلات امروز خود یافتهاند و نه در استمرار نظامهای اقتدارگرای سنتی. محصول دو رژیم اقتدارگرا در صد سال اخیر چیزی جز شکست تاریخی، عقبماندگی، سرکوب و تلخی برای جامعه ایران نبوده است.
با این حال، مسئولیت این کارنامه منفی تنها بر دوش حکومتهای مستبد نبوده است. جامعه ایران، از مردم گرفته تا نیروهای سیاسی و روشنفکران، نیز از خطاها و نابالغیهای سیاسی مصون نبودهاند. رواج قانونگریزی و بیاعتنایی به نظم سیاسی چه در سالهای منتهی به کودتای ۱۲۹۹ و چه در سالهای نخست پس از سقوط رژیم پهلوی نشاندهنده ضعف فرهنگ سیاسی و فقدان بلوغ دموکراتیک در آن دورهها بود.
امروز نیز، در حالی که شمارش معکوس برای پایان عمر رژیم جمهوری اسلامی آغاز شده است، این خطر جدی وجود دارد که فرصت تاریخی برای آغاز بنای یک نظم دموکراتیک، بار دیگر قربانی التهابهای سیاسی، رقابتهای ناسالم و محاسبات نادرست نیروهایی شود که هنوز با فرهنگ دموکراسی و آزادی بیگانهاند. از همین رو، پیش از آنکه پایان رسمی این نظام رقم بخورد، هر نشانهای از بلوغ سیاسی، مسئولیتپذیری و آیندهنگری در میان نیروهای سیاسی کشور باید مورد استقبال و تقویت قرار گیرد. برای موفقیت در این مأموریت تاریخی، گفتگو و برنامهریزی برای گذار مسالمتآمیز، مدیریت دوران انتقال و ایجاد یک دوره امن و باثبات برای بنیانگذاری نخستین دموکراسی پایدار در ایران ضرورتی حیاتی است. در این میان، بدون اتحاد ترک و کرد و حضور همدلانه آنها در این پروسه، شانس موفقیت آن بسیار کم خواهد بود.
اکنون پس از سالها شاهدیم که دست دوستی، همگرایی و پیشنهادهای همکاری برای کاهش تنش و اختلافات موجود که نیروهای سیاسی آذربایجان سالهاست به سوی نیروهای سیاسی کرد دراز کرده بود مخاطب خود را یافته و پاسخی متقابل دریافت کرده است. این امر را به فال نیک می گیریم و برای تداوم این مسیر و تحقق اهداف مطلوب مساعی جمیله همهی طرفها را خواستاریم.
در طول صد سال گذشته، رژیمهای استبدادی همواره از یک طرف به اختلاف افکنی بین ملتهای ایران مشغول بوده و از طرف دیگر این اختلافلات را بهانهای برای توجیه تبعیض، خفقان و سرکوب توسط دولت مرکزی قرار دادهاند. اما تجربه تاریخی یکساله حکومتهای آذربایجان و کردستان در پایان جنگ جهانی دوم نشان داد که این استدلال تا چه اندازه بیپایه بوده است. در آن دوره کوتاه، نبود سرکوب و حضور امنیتی حکومت مرکزی به جای هرجومرج، به همزیستی مسالمتآمیز، ثبات اجتماعی و روابط دوستانه میان ترک و کرد انجامید. بیانیه دوستی ۲۳ آوریل ۱۹۴۶ میان این دو حکومت سندی تاریخی از این تجربه همزیستی است.
ما بر این باوریم که ایران پس از جمهوری اسلامی نه میدان رقابت برای توسعهطلبیهای تازه، بلکه باید دورانی امن و باثبات برای ساخت یک نظم دموکراتیک، سکولار و غیرمتمرکز و فدرال باشد؛ نظمی که هدف آن توسعه پایدار از طریق همکاری همه اجزای جامعه متکثر ایران و تعامل سازنده با همسایگان منطقهای باشد.
در چنین چارچوبی، اکنون زمان آن رسیده است که دو جامعه همسایه ترک و کرد، حضور شهروندان ترک با حقوق برابر در کردستان و حضور شهروندان کرد با حقوق برابر در آذربایجانغربی را به فرصتی تاریخی برای تحکیم همزیستی و دوستی پایدار میان ملتهای ایران تبدیل کنیم، برای استقرار نظامی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملتها منطبق بر حقوق بینالملل و به دست خود ملتها بکوشیم و سرنوشت کشور را نه با دیکتههای خارجی، بلکه با تکیه بر توانایی خود و به دست خویش رقم بزنیم.
ما بر این باوریم که در سالهای اخیر مسئله حدود و ثغور مناطق ملی به عناوین مختلف طرح و تصریح شده است. لذا از نظر ما طرح ادعاهای ارضی در عمل با تشدید تضاد میان جنبشهای سیاسی ملتهای ساکن ایران، عملاً خدمتی مستقیم به جمهوری اسلامی ایران است. متاسفانه در سالهای اخیر شاهد طرح برخی ادعاهای تفرقهافکنانه در این خصوص بودهایم؛ اقداماتی که عملاً موجبات نگرانی شهروندان را فراهم کرده و به سود استمرار سیاستهای تفرقهانداز جمهوری اسلامی تمام شده است. همچنین عدم توجه به اصول و حساسیتهای جامعهی آذربایجان از سوی برخی جریانهای کردی نیز گاهاً امکان گفتگو و تفاهم بر اساس اصول مشترک حداقلی را سلب می کند که این موضوع در بیانیه اخیر جریانهای کردی با استفاده از عناوین و اصطلاحاتی عجیب همچون لفظ «آذری» نمود یافته است.
تجربه جهانی نشان میدهد که ساختارهای دمکراتیک غیر متمرکز و نیز همکاری منطقهای میان کشورهای مستقل و توسعه پروژههای همگرایی منطقهای راه حل به مراتب پایدارتری برای رفع تبعیض، توسعه، تامین امنیت و رفاه بوده است. توسعه پایدار، همانند بیثباتی سیاسی، پدیدهای منطقهای است. هیچ بخش از یک کشور و هیچ کشوری در منطقه ما نمیتواند در انزوا و بدون توجه به وضعیت منطقه به رشد و ثبات دست یابد. به طریق اولی، ساختن آیندهای دموکراتیک در سایه همکاری، مسئولیتپذیری و نگاه فراتر از رقابتهای کوتاهمدت سیاسی ممکن خواهد بود. این مسئولیتی تاریخی است که اکنون بر دوش همه نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران، به ویژه نیروهای سیاسی آذربایجان و کردستان قرار دارد.
از این رو، ما پیام احزاب سیاسی کردستان را اقدامی سازنده و نشانهای از بلوغ سیاسی و درسآموزی از تاریخ پرهزینه منطقه دانسته و از آن استقبال میکنیم. امیدواریم با درایت و حساسیت متقابل در گفتار و کردار، شاهد دورانی جدید در نزدیکی و اتحاد جوامع آذربایجان و کردستان بوده و نتایج مثبت آن را در روند گذار از جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک ببینیم.
ائتلاف فدرال-دموکرات آذربایجان؛ متشکل از:
- اوجاق (کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان)
- حزب دموکرات آذربایجان
اسفند ۱۴۰۴



